![]() |
![]() |
|
| خیلی خبراست |
|
پخش سريال «ساعت شني» از اواسط آذر ماه امسال در شبكهي اول سيما آغاز شد و تلويزيون با به روي آنتن بردن اين مجموعه براي نخستين بار شيوه جديد پخش سريالها به صورت يك شب در ميان را امتحان كرد. سريال «ساعت شني» كه همزمان با پخش، با مخالفان و موافقان بسيار همراه شد، يك هفته قبل از ماه محرم و آغاز پخش سريال مناسبتي شبكهي اول، به صورت هفتگي (شنبه شبها) به روي آنتن رفت؛ با اتخاذ چنين سياستي، سريال «ساعت شني» باز هم در پخش با مشكل مواجه شد، به نحوي كه شاهد پخش قسمتي از اين سريال در روزي به غير از زمان اعلام شده (يكشنبه اول بهمن ماه) بوديم. سريال «ساعت شني» در قسمتهاي پاياني همچنين با افزايش زمان هر قسمت همراه بود، به نحوي كه برخي قسمتهاي اين مجموعه حتي بيش از يك ساعت به طول انجاميد. برخي از قسمتهاي پاياني اين سريال نيز در روز بعد تكرار نشد. اين سريال باز هم زمان پخش آخرين قسمت از اين مجموعه بر اساس روال معمول و تعيين شده (شنبهها )نخواهد بود. |
|
+ نوشته شده در
جمعه 19 بهمن1386ساعت 11:8 PM توسط پریا |
|
|
قوانين جديد رسانهيي كانادا مورد انتقاد كمپانيهاي بزرگ پخش در اين كشور قرار گرفت. براساس قوانين جديد، هر كمپاني پخش و يا شخصيت حقوقي تنها ميتواند دو رسانه در اختيار داشته باشد. به اين ترتيب هر كمپاني پخش نهايتا ميتواند دو شبكه راديويي، تلويزيوني و يا روزنامه را اداره كند. كميتهي ارتباطات دوربرد و راديو، تلويزيون كانادا (CRTC) هدف از اين تصميم را اطمينان پيدا كردن از وجود صداهاي متفاوت در دنياي رسانههاي اين كشور عنوان كرده است. تصميمات جديد به شدت مورد انتقاد كمپانيهاي بزرگ پخش كشور كانادا واقع شده است. با وجود تصميمات جديد حس رقابت بين كمپانيهاي پخش از بين خواهد رفت. به اين ترتيب هر كمپاني تنها ميتواند دو شبكه راديويي يا تلويزيوني را اداره كند و تصور ميشه كه اين امر موجب شود تا كمپانيها نتوانند رضايت خاطر مخاطبينشان را جلب كنند؛ در حال حاضر تعداد زيادي از كمپانيها، پخش و چند شبكه راديويي و تلويزيوني را اداره ميكنند و نميدانم با تصويب قوانين جديد تكليف اين شبكهها چه خواهد شد. |
|
+ نوشته شده در
جمعه 19 بهمن1386ساعت 10:56 PM توسط پریا |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
جمعه 19 بهمن1386ساعت 0:20 AM توسط پریا |
|
|
«ناهماهنگي ضرباهنگ بخشهاي كودكي با ساير سكانسها»
بازيهاي خوب از ويژگيهاي ثابت ساختههاي عياري انتقاد دربارهي قسمتهاي پخششدهي «روزگار قريب»: ضرباهنگ بخشهاي مربوط به كودكي دكتر قريب ، سفر او و خانوادهاش به گرگان و بازگشت آنها به تهران چندان با ساير سكانسها هماهنگي ندارد. در اين بخشهايي هم قصه و هم كارگرداني افت ميكند، اين درحاليست كه سكانسهاي مربوط به بيماري دكتري قريب و بستري شدنش در بيمارستان، ضرباهنگ خوبي دارد. انجام پژوهشهاي كافي براي ساخت اين سريال، نقطهي قوت آن است:«روزگار قريب» همانند اغلب آثار كيانوش عياري از تحقيق كافي برخوردار است و در آن در كنار طرح موضوع اصلي (زندگي دكتر قريب) به موارد فرعي پرداخته شده كه براي مخاطب جذاب است. با اشاره به ويژگيهاي كلي ساختههاي عياري: در آثار او ريتم بازيها تند است، تلاش ميشود از به تصويردرآمدن اتفاقات و بازيهاي تصنعي جلوگيري شود و زندگي در آن جريان داشته باشد. علاوه بر آن در ساختههاي او تنش وجود دارد. ريتم مناسب و دقت روي جزئيات صحنه، قصه و بازي از ديگر ويژگيهاي كارهاي عياري است. دربارهي بازيهاي بازيگران «روزگار قريب» : بازيهاي خوب از ويژگيهاي ثابت ساختههاي عياري است كه اينكار سهل و ممتنع است. شايد برخي فكر كنند كه بازيگران در كارهاي عياري ديالوگهايي را ميگويند و از صحنه خارج ميشوند. در صورتيكه بازيهاي آثار او به زندگي نزديك است و ضرباهنگ تندي دارد و عياري اين كار دشوار را خيليخوب انجام ميدهد. بازيگران ساختههاي عياري وسط حرف يكديگر ميپرند و در مدت كوتاهي بايد كنش و واكنش نشان دهند و گاهي اوقات هنگام بازي چندكار را با هم انجام دهند.همين ويژگيها موجب تمايز بازيهاي سريالهاي او از ساير مجموعه ها ميشود. در «روزگار قريب» علاوه بر هنرپيشگان ماهري چون مهدي هاشمي و رضا بابك، بازيگران متوسط هم بازي خوبي در اين سريال ارايه دادهاند. از سوي ديگر شيوهي كارگرداني عياري نيز سهل و ممتنع است؛ چراكه كارگرداني در آثار او ديده نميشود كه اين نوع كار كردن نيز بسيار دشوار است. دربارهي ضعفها و قوتهاي «روزگار قريب» با توجه به توانايي و سابقهي عياري بيان شده است والا اين سريال بهتر از برخي از مجموعههاي ديگر سريال جاري تلويزيون است. دربارهي جايگاه «روزگار قريب» در ميان سريالهاي پيشين عياري (خانه به خانه و هزاران چشم) : «هزاران چشم» در بين سريالهاي ديگر اين كارگردان بهتر بوده است البته شايد «روزگار قريب» هنوز به نقطهاي نرسيده است كه ما را درگير كند. «هزاران چشم» يك اثر فوقالعاده بود كه نه تنها يكي از كارهاي درخشان عياري محسوب ميشود بلكه يكي از بهترين ساختههاي سيماست.نوع ساختار اين سريال، يك اتفاق در تلويزيون بود كه متأسفانه ادامه پيدا نكرد. ساخت آثاري چون «هزاران چشم» از عهدهي كارگردان هايي چون عياري برميآيد كه ميتواند قصههاي ساده را با اين كيفيت خوب و عمق روايت كنند. كه عياري«تند تند»فيلم بسازد و اظهار كرد: عياري، كارگرداني است كه به اندازهي تواناييهايش به حقش نرسيده است. تواناييهاي او در عرصه ي فيلمسازي بيشتر از آن اندازهاي است كه تاكنون عرضه كرده است.عياري سازندهي دو – سه اثر از درخشان ترين فيلم هاي پس از انقلاب است و معتقدم در حد يك كارگردان سطح بالاي بينالمللي است. |
|
+ نوشته شده در
جمعه 19 بهمن1386ساعت 0:9 AM توسط پریا |
|
|
سريال«پريدخت»ازنگاه منتقدان؛ سريال «پريدخت» كه در ايام محرم از شبكه دو سيما پخش شد، بمانند بسياري از پروژههاي مناسبتي سيما، با مشكل كمبود وقت مواجه بود. با اين حال حضور عوامل حرفهاي در اين سريال، تا حدودي مانع از پررنگ شدن برخي مشكلات موجود شد. مجموعه تاريخي «پريدخت» با حضور افرادي چون سامان مقدم (در سمت كارگردان) و ليلا حاتمي و علي مصفا (به عنوان بازيگر) ساخته شد و نگارش فيلمنامه آن را احمد رفيعزاده بر عهده داشت كه سريال «ساعت شني» را هم او نوشته بود. انتقادات به متن و ضرباهنگ سريال باز است اين سريال، يك پاورقي عاشقانه بود كه محرم به آن سنجاق شده بود. «پريدخت» ضرباهنگ كندي داشت .اين در حالي است كه سريالهاي مربوط به مقاطع پرتنش تاريخي بايد از ريتم تندي برخوردار باشند. به دليل بينظمي در پخش اين سريال، مخاطب سرنخ قصه را از دست ميداد؛ از سوي ديگر تكرار سريال براي اثري كه قرار است در 12 قسمت روي آنتن رود، تمهيد خوبي نيست؛ بنابراين بهتر بود ترتيب پخش آن، از ابتدا مشخص ميشد. پخش يك سريال خوشساخت با موضوع ماه محرم و يا پسزمينهاي از آن، در دهه اول اين ماه به خودي خود خوب است؛ اما در«پريدخت» ماه محرم چندان پررنگ نبود و قصه اين سريال به گونهاي بود كه پخش آن را در هر زمان ديگري امكانپذير ميكرد. با اشاره به پايانبندي اين سريال به گونهاي نامناسب و ناقص جمعوجور شد و در واقع سازندگان سريال سر و ته قصه را به هم آوردند؛ البته اينكار لطمه زيادي به سريال زد. «پريدخت»اگر چنين اشكالاتي نداشت ميتوانست به سريالي ديدني تبديل شود اما خيلي زود از خاطر همه ميرود؛ چراكه با سريالهاي مشابه خود مانند «شب دهم» كه اثري ماندگار بود، فاصله زيادي دارد. درباره پريدخت متن اين سريال شتابزده به نگارش درآمده بود؛ البته كارگردان ميتوانست با استفاده از اين متن ضعيف، دستكم فضاهاي جذابي خلاق كند. اما در نهايت فضاسازي تكراري بود.از سوي ديگر از بازيگرهاي اين سريال قبلا كارهاي بهتري ديده بوديم؛ البته آنان در اين سريال نيز تلاش زيادي براي ايفاي نقش خود كردند، اما زحمات آنان به هدر رفت. «پريدخت» يك پاورقي عاشقانه توصيف مي كند كه محرم به آن سنجاق شده بود. فيلمنامه«پريدخت» كاستيهاي زيادي داشت.متن سريال عليرغم برخورداري از دستمايههاي خوب و طرح سه مقطع پرتنش تاريخ ايران، از انسجام لازم برخوردار بود. در«پريدخت» سه مقطع تاريخي را ميبينيم. دوران رضاشاه، زمان وابستگي آشكار ايران به انگليس و سپس آمريكا و ايجاد محدوديت در برگزاري مراسم تعزيه و مساله كشف حجاب در اين سريال مطرح شده بود.علاوه بر آن در اين سريال به قتل عام مردم در مسجد گوهرشاد و پيدايش سرمايهداري جديد در ايران نيز پرداخته شد؛ اما فيلمنامهنويس نتوانست اين اتفاقات را به خوبي دراماتيزه كند. با اشاره به مثلث عشقي اين سريال روي اين موضوع دقت بيشتري شده بود؛ اين درحاليست كه قصههاي فرعي اين سريال بسيار تكراري بود و فضاهاي آن شباهتهايي با سريالهايي چون«كيف انگليسي» داشت. درباره كارگرداني«پريدخت» سامان مقدم ثابت كردهاست كه فيلمنامههاي خوب را بهتر ميتواند كارگرداني كند؛ البته سكانسهاي مربوط به ماجراهاي رمانتيك سريال قويتر اجرا شد و بهتر با مخاطب ارتباط برقرار كرد؛ اما در بخشهاي ديگر شاهد استفاده زياد از كليشهها بوديم. به طور كلي «پريدخت» اجراي دلچسبي داشت كه ميزانسنهاي آن دقيق و دكوپاژش خوبي بود؛ البته ضرباهنگ سريال كند بود. سريالهايي كه به وقايع تاريخي به ويژه مقاطع پرتنش ميپردازند بايد از ريتم تندي برخوردار باشند؛ اين درحاليست كه در«پريدخت» اين اصل رعايت نشده بود و حتي ضرباهنگ كند سريال، بر عملكرد بازيگران نيز تأثير منفي گذاشته بود. درباره بازي بازيگران«پريدخت»بعضي بازيگران مانند كامبيز ديرباز (در نقش نصرت) انتخابهاي مناسبي نبودند؛ چراكه نصرت يك فرد درونگرا بود و بايد بازيگري براي ايفاي اين نقش انتخاب ميشد كه ميتوانست اين ويژگي را بهتر به نمايش بگذارد. ليلا حاتمي (پريدخت) به خوبي از ايفاي نقش خود برآمده بود علي مصفا نادر) تا حدودي توانسته بود نقش خود خوب را ايفا كند؛ داريوش ارجمند (پهلوان) و عباس اميري (ميرزا) هم به خوبي بازي كرده بودند. اين سريال در مقايسه با ساير مجموعههاي شبكه دو مجموعه متوسطي بود. طرح و سوژه اوليه آن اگرچه بكر نبود ولي توانست مخاطبان را به خود جذب كند. متن«پريدخت» ملغمهاي از داستانها، نمايشنامهها و سريالهاي ديگر بود ،اين سريال از نظر ساختاري و داستاني مشابهتهايي با مجموعه «پس از باران» داشت. متن آن به نوشتههاي محمود استاد محمد نزديك بود؛ حتي رگههايي از آثار محمود دولتآبادي نيز در «پريدخت» ديده ميشد. علاوه بر آن گاهي ديالوگهاي اين سريال شبيه نوشتههاي شادروان اكبر رادي بود. با اشاره به پرداخت شخصيتهاي«پريدخت» متن اين سريال در اين زمينه با كاستيهاي روبهرو بود؛ چراكه شخصيتهاي آن مانند «پهلوان اكبر» پخته نبودند. از سوي ديگر شخصيت «نصرت» غلوآميز بود. سكوت او گاهي آزاردهنده بود كه حكايت از ناداني او داشت. اين درحاليست كه فيلمنامه بر اين نكته تأكيد مي كرد كه نصرت با منش پهلواني رشد يافته است. ريتم«پريدخت»كند بود، فضاي اين سريال پر از غم و اندوه بود؛گويي همه مردم آن مقطع زماني غمزده بودند و هيچيك از آنها جرأت يا توان بيان درد و اندوه خود را نداشتند؛ در صورتيكه در واقعيت مردم چنين رفتاري نداشتند. يكي از مهمترين اشكالات توليد سريالهاي تلويزيوني شتاب در ساخت آنهاست كه اين كاستي به وضوح در «پريدخت» به ويژه پايانبندي آن ديده شد. درباره بازي بازيگران «پريدخت» ليلا حاتمي به خوبي از عهده ايفاي نقش «پريدخت»برآمده بود؛ هرچند كه گاهي سردي و بيروحي شخصيت او همسو با ديگر مردم شهر بود.علي مصفا بازي درخشاني نداشت و در اين سريال معمولي ظاهر شد. داريوش ارجمند نيز درحال تبديلشدن به كليشه است. اين درحاليست كه او هنرپيشه توانمندي است اما در اين سريال سامان مقدم نتوانست از اين توانايي ارجمند در آفرينش بهتر«پهلوان اكبر»سود ببرد؛ با اينحال اين نقش قابل باور بود. بازي حسن پورشيرازي در نقش دايي با ساير كارهايش تفاوت چنداني نداشت و در حقيقت بازي او ويژگي خاصي نداشت. از سوي ديگر كامبير ديرباز عليرغم اينكه بازيگر توانمندي است، اما به خوبي از عهده ايفاي نقش نصرت برآمده نيامده بود.به طور كلي به نظر ميآيد كارگردان«پريدخت»محدودههايي را براي بازيگران اين سريال در ايفاي نقشهايشان مشخص كرده و اختيار زيادي به هنرپيشگان نداده بود. در اين سريال شتابزدگي بسيار آشكار بود و تدوين بد آن به كارگرداني يكدست سامان مقدم ضربه زده بود؛ چراكه چنين نمابنديهايي از اين كارگردان بعيد است. فيلمنامه اين سريال بسيار جذابتر ميتوانست باشد البته موضوع داستان«پريدخت» چندان مرتبط با محرم نبود و نويسنده تلاش كرده بود كه روابط جاري در سريال را به نوعي با اين مقطع زماني پيوند بزند. بنابراين اين سريال امكان پخش در هر زمان ديگري داشت. در ساخت سريالهاي مناسبتي ويژه محرم انتظار پيشرفت داريم و دوست داريم سريالهاي بهتري از «شب دهم» كه اثر شاخصي محسوب ميشود، ببينيم. |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 18 بهمن1386ساعت 11:33 PM توسط پریا |
|
|
اين سريال در جايگاه سوم كارهاي كمال تبريزي قرار ميگيرد اگر سريالي مثل « شهريار» با بودجهي بيشتري ساخته ميشد و تبريزي ميتوانست با 80 تا 100 درصد توانايي خود آن را بسازد يك شاهكار خلق ميشد. درباره جايگاه « شهريار» در بين سريالهاي ساخته شده به كارگرداني تبريزي اين سريال در جايگاه سوم قرار ميگيرد چرا كه در اثر خيلي او به نامهاي «دوران سركشي»و «ليلي با من است» خط شكن بودند. و دربارهي بازي بازيگران سريال « شهرياربازيگر نقش جواني « شهريار»بازيگر نيست اما عملكرد او خللي در اثر وارد نميكند. در كل بازيها در اين سريال چندان سطح بالا نيست البته پيام دهكردي به خوبي از ايفاي نقش خود برآمده است. عليرغم آن كه به نظر ميآيد اين سريال با امكانات محدودي توليد شده است فيلمنامهي قابل قبولي دارد و تبريزي توانسته است با گنجاندن جزئيات تاثيرگذار بار دراماتيك مناسبي به فيلمنامه تزريق كند. اكنون اظهارنظر درباره قوام شخصيتهاي « شهريار» زود است چرا كه شخصيت پردازي شخصيت هاي تاريخي با شخصيتهايي كه در خيال نويسنده پرورش مييابند، تفاوت دارد. البته تبريزي تا حدودي توانسته اس تبه شهريار نزديك شود. انتقادات مطرح شده به طراحي لباس اين سريال افرادي چون تبريزي كه سريال تاريخي ميسازند به مواردي چون پوشش مقطع تاريخي مورد نظر اشراف دارند و با توجه به بودجه و امكانات محدود تلاش ميكنند كه بهترين و نزديكترين پوشش را ارايه دهند بنابراين با توجه به شرايط موجود گرچه اين گونه انتقادات به « شهريار» وارد است اما چندان جدي نيست. در زمينهي نوع استفاده از زبان فارسي و آذري در « شهريار» اين انتقادات را نميتوان چندان وارد دانست چرا كه حتي اگر تبريزي هر تصميم ديگري دربارهي ادامهي ديالوگ به زبان فارسي يا آذري ميگرفت، عدهيي به عملكرد او اعتراض ميكردند. نگاه سيما به تاريخ مهربانانهتر شده است پيش از اين در سيما سريالهايي دربارهي تاريخ معاصر ساخته ميشد كه انگيزههاي سياسي در ساخت آن بود ولي در سالهاي اخير، تلويزيون هر چند محدود، آثاري درباره چهرهها و شخصيتهاي تاريخي ميسازد اما جاي تقدير دارد. اگر اين نگاه مهربانانه سرلوحهي كار سيما قرار بگيرد و بودجه و توجه بيشتري صرف سريالسازي دربارهي شخصيتهاي تاريخي شود، بسيار بهتر است. |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 18 بهمن1386ساعت 11:27 PM توسط پریا |
|
راههاي ارتباط با ديگران
اغلب ما نگران هستيم، تحقير بشويم يا مورد بي اعتنايي ديگران قرار بگيريم. به همين دليل، هميشه سعي مي كنيم در برخورد با اشخاص و حتي در مواقع گرفتاري، رفتاري مثبت داشته باشيم.با اين طرز برخورد اشخاص طرف صحبت ما احساس بهتري پيدا مي كنند. شما هم مي توانيد با كمي تغيير اين مطلب را به همسر، دوست و يا همكار خود اطلاع دهيد. مي توانيد به همسرتان بگوييد، به شدت عصباني هستم، اما به تو علاقه دارم. اگر با يكي از همكاران نزديك خود اختلافي داريد مي توانيد بگوييد، در اين باره نظرات ما كاملاً متفاوت است. من با نظر تو موافق نيستم. اما مي دانم كه اين مسأله را حل مي كنيم و مي خواهم بداني، من به تو احترام مي گذارم و از اين كه همكار تو هستم خوشحالم . هدف اين طرز برخورد اين است كه موتور وجود خود را روغن بزنيد تا نرم و ملايم كار كند. اغلب ما اگر بدانيم، مورد علاقه و توجه هستيم مي توانيم ناراحتي ها و فشارهاي زيادي را تحمل كنيم. در شيوه نوازش به طرف مقابل مي گوييد با آنكه از كار يا سخن او دلگير هستيد به او علاقه منديد و به وي احترام مي گذاريد. بنابراين براي به دست آوردن اين مهارت به نكات زير توجه فرماييد: 1ـ روي هم رفته اغلب مردم مايلند، مورد نوازش قرار بگيرند و بر كارشان ارج گذاشته شود. بيشترين نگراني اشخاص از اين است كه تحقير شوند، مورد قبول واقع نشوند و يا درباره آنها داوري شود. تا اين جا درباره شيوه هاي صحيح برقراري ارتباط، گوش كردن و ابراز احساسات مطالبي را متذكر شديم. البته بايد توجه داشته باشيد كه فقط خواندن اين مطالب نمي تواند كمكي به شما بكند، بلكه تكرار و عمل كردن به آنها مي تواند در برقراري ارتباط شما باد يگران مؤثر واقع شود. انسان مايل است با ديگران در ارتباط باشد، ارتباط روحي، اخلاقي، اجتماعي. ولي اگر فاقد مهارتهاي لازم براي بــرقراري اين ارتباط باشد به انزا و گوشه گيري سوق داده مي شود. تكنيكهاي ارتباط با ديگران در ايجاد ارتباط با ديگران به تكنيكهاي زير توجه كنيد: تبسم برخورد خوش رفتار دوستانه حركت سر به نشانه تأييد |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 15 بهمن1386ساعت 12:18 PM توسط پریا |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 15 بهمن1386ساعت 11:55 AM توسط پریا |
|
|
||
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 2 بهمن1386ساعت 8:21 PM توسط پریا |
|
يك منتقد گفت: روي عناصر مختلف برنامهي « دو قدم مانده به صبح» كار شده است كه اجراي خوب، دكور، ودلههاي مناسب از جملهي آنهاست. كيوان كثيريان در بخش اجرا، نوع اجراي «صلاحعلا» و ادبيات خاص و اشرافي كه او روي مسايل مختلف دارد، اين برنامه را از آثار گفت و گو محور ديگر متمايز كرده است؛ از سوي ديگر با توجه به اعتبار «صالحعلاء»، «دو قدم مانده به صبح»، توانسته است برخي از افراد مطرح را به خود جذب كند. وي با بيان اين كه استفاده از مجري ـ كارشناسان ثابت در هر حوزه، يكي از امتيازات بزرگ اين برنامه است، تاكيد كرد: بهرهگيري از افرادي چون فريدون جيراني و محمد رحمانيان، علاوه بر افزايش جنبهي تخصصي مباحث، موجب حضور مهمانان برجسته به برنامه شده است و افرادي كه كاملا به تلويزيون بياعتماد بودهاند به «دو قدم مانده به صبح» ميآيند. كثيريان با اشاره به ويژگيها يك مجري ـ كارشناس گفت: لزوما نيازي نيست اين گونه افراد خوش چهره و خوش بيان باشند، چرا كه قرار است از اعتبار و سواد آنان در برنامه استفاده شود بنابراين تنها مجري « دو قدم مانده به صبح»، «صالحعلا» است. وي در ادامه اظهار كرد: با توجه به برخورداري از تجربه و سابقه كافي «صالح علا» عنصر مزاحمي در برنامه محسوب نميشود و در زمان نياز وارد بحث كارشناسان و مهمانان ميشود. او مانند بسياري از مجريان برنامههاي تلويزيوني نيست كه بدون برخورداري از تسلط وارد بحث ميشوند، چون خيال ميكند اگر حرف نزنند، بيكار هستند و ممكن است عذر آنها را بخواهند. اين روزنامهنگار دربارهي جنبههاي تصويري «دو قدم مانده به صبح» گفت: اين برنامه دكورجذابي دارد، علاوه بر آن به زواياي دوربين نيز توجه دقيقي شده است يعني برنامه دكوپاژ دارد و... عنوان بندي برنامه نيز زيباست. وي در زمينهي زمان پخش «دو قدم مانده به صبح» اظهار كرد: همان گونه از اسم برنامه مشخص است ، اين برنامه در ساعات پاياني شب بايد پخش شود، از سوي ديگر آدمهاي جدي معمولا تا دير وقت بيدار هستند. بنابراين ميتوانند از اين برنامه استفاده كنند. در اين شرايط زمان پخش «دو قدم مانده به صبح» مناسب است. كثيريان در پايان با اشاره به رسالت شبكهي چهار سيما يادآور شد: با توجه به طرح مباحث جدي و تخصصي در اين برنامه، «دو قدم مانده به صبح» توانسته است به رسالت شبكه چهار كه همانا جذب فرهيختگان است، نزديك شود. |
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 2 بهمن1386ساعت 8:2 PM توسط پریا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
خیلی وقت بود که از دنیای وبلاگ نویسا و وبلاگ نویسی فاصله گرفته بودم ..اما الان خوشحالم که باز برگشتم و می تونم حرفام و توی اون بذارم تا گه گداری یکی از توی کوچه های گذری از راه بزسه و سری به این کلمات خاک گرفته بزنه.....
امیدوام بتونم با کلماتی که گاه درگیر وزن و قافیه میشه و گاه توی منطق زندگی گیر می کنه همه حرفامو بزنم و مجموعه این وبلاگ مورد توجه شما قرار بگیره... |
| پیوندهای روزانه |
|
سرویس عکس خبرگزاری فارس سرویس عکس خبرگزاری ایسنا همشهری آنلاین خبرگزاری فارس خبرگزاری مهر خبرگزاری جمهوری اسلامی خبرگزاری دانشجویان ایران آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
بهمن 1386 |
|
RSS
|